[اسم]

lavatory

/ˈlævətɔːri/
قابل شمارش
[جمع: lavatories]

1 دستشویی

معادل ها در دیکشنری فارسی: دستشویی مستراح آبریزگاه
  • 1.There's a lavatory upstairs.
    1. یک دستشویی در طبقه بالا هست.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان