Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . سرطان خون
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
leukemia
/luːˈkiːmiə/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
سرطان خون
لوسمی
معادل ها در دیکشنری فارسی:
سرطان خون
1.The newspapers are full of stories of leukaemia clusters near nuclear establishments.
1. روزنامه ها پر از داستان های شیوع سرطان خون در مناطق نزدیک پایگاه های هسته ای است.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
leucotomy
leucothoe racemosa
leucothoe fontanesiana
leucothoe editorum
leucothoe
leukeran
leukocyte
leukocytosis
leukoderma
leukoencephalitis
کلمات نزدیک
leucocyte
leucanthemum
let’s talk to him.
let’s take something to eat.
let’s take something to drink.
levee
level
level crossing
level off
level playing-field
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان