[فعل]

to mash

/mæʃ/
فعل گذرا
[گذشته: mashed] [گذشته: mashed] [گذشته کامل: mashed]

1 خمیر کردن به صورت پوره درآوردن، له کردن

مترادف و متضاد pulp smash
  • 1. Mash the fruit up with a fork.
    1 . میوه‌ها را با چنگال له کنید.
  • 2. Mash the potatoes.
    2 . سیب زمینی‌ها را به‌صورت پوره در بیاور.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان