[صفت]

mortal

/ˈmɔrtəl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more mortal] [حالت عالی: most mortal]

1 فناشدنی فانی

معادل ها در دیکشنری فارسی: رفتنی میرا فانی
مترادف و متضاد human perishable physical immortal
  • 1.We are all mortal.
    1. ما همه فناشدنی هستیم.

2 مهلک کشنده

معادل ها در دیکشنری فارسی: مهلک مرگبار کشنده
formal
مترادف و متضاد deadly fatal lethal
  • 1.His rash venture brought him to a mortal illness.
    1. ماجراجویی عجولانه او یک بیماری مهلک نصیبش کرد.

3 خونین (دشمن)

  • 1.The two monarchs were mortal enemies.
    1. (آن) دو پادشاه دشمنان خونین همدیگر بودند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان