[اسم]

musician

/mjʊˈzɪʃ.ən/
قابل شمارش

1 نوازنده موسیقیدان

معادل ها در دیکشنری فارسی: رامشگر نوازنده موسیقیدان مزقانچی
مترادف و متضاد composer instrumentalist performer
  • 1.The concert features singers and musicians of all nationalities.
    1. (در) کنسرت خوانندگان و نوازندگانی از همه ملیت‌ها حضور دارند.
a talented classical musician
یک نوازنده با استعداد کلاسیک
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان