[حرف اضافه]

of

/ɑv/

1 [نشان مضاف و مضاف‌الیه] از

  • 1. A drop of rain fell on my head.
    1 . یک قطره (از) باران روی سر من افتاد.
  • 2. A third of all the people I know are cat lovers
    2 . یک‌سوم (از) تمام افرادی که من می‌شناسم، عاشق گربه هستند.
  • 3. Both of us are guilty.
    3 . هر دوی ما مقصریم.
  • 4. Hundreds of people were killed in Iraq.
    4 . صدها نفر (از مردم) در عراق کشته شدند.
  • 5. I bought a book of short stories.
    5 . من یک کتاب داستان کوتاه خریدم
  • 6. I need a bottle of water.
    6 . من یک بطری آب نیاز دارم.
  • 7. Most of them were happy.
    7 . بیشتر آنها خوشحال بودند.
  • 8. Part of the problem is you.
    8 . بخشی از مشکل تو هستی.
  • 9. The color of her hair was purple.
    9 . رنگِ موهای او بنفش بود.
  • 10. This is a bag of popcorn.
    10 . این یک پاکت ذرت بوداده است.
کاربرد حرف اضافه of به معنای -ِ (نشان مضاف و مضاف‌الیه)
حرف اضافه of در مفهوم "-ِ (نشان مضاف و مضاف‌الیه)" اشاره دارد به چیزی یا کسی که عضو یک گروه است و یا برای توصیف یک چیز و قسمت‌ها و اعضای سازنده آن. مثال:
"a drop of rain" (یک قطره (از) باران)
"both of us" (هر دوی ما)

2 [نشان مالکیت و تعلق] از

somebody/something of somebody/something
یکی/چیزی از کسی/چیزی
  • 1. A friend of mine is a nurse.
    1. یکی از دوستانِ من پرستار است.
  • 2. Employees of this company are highly educated.
    2. کارکنانِ این شرکت بسیار تحصیل‌کرده هستند.
  • 3. The castle is part of the heritage of Wales and should be preserved for the people of Wales.
    3. قلعه بخشی از میراث "ولز" است و باید برای مردم "ولز" نگه‌داری شود.
  • 4. The house of my sister is small.
    4. خانه خواهرم کوچک است.
کاربرد حرف اضافه of
معادل حرف اضافه of در فارسی گاهی اوقات "از" است، ولی در بیشتر مواقع این حرف اضافه معادلی ندارد. از of در زبان انگلیسی برای نشان دادن مالکیت و یا ارتباط استفاده می‌شود که ما این مفهوم را در فارسی با کسره (-ِ) نشان می‌دهیم. کسره نشانه مالکیت در فارسی است. مثال:
"a friend of mine" (یکی از دوستانِ من)
"employees of the company" (کارکنانِ شرکت)

3 به

to be proud/fond/guilty of something/someone
به چیزی/کسی افتخار کردن/به چیزی/کسی علاقه‌مند/گناهکار بودن
  • 1. His father was very proud of him.
    1. پدرش خیلی به او افتخار می‌کرد.
  • 2. I have grown very fond of Alec.
    2. خیلی به "الک" علاقه‌مند شده‌ام.
  • 3. She would be guilty of betraying her own mother.
    3. او به خیانت به مادر خودش گناهکار خواهد بود.
to think of someone/something
به کسی/چیزی فکر کردن
  • Listen, I shall be thinking of you always.
    گوش کن، من همیشه به تو فکر خواهم کرد.
to accuse someone of something
کسی را به چیزی متهم کردن
  • The Americans cannot accuse him of ignoring the problem.
    امریکایی‌های نمی‌توانند او را به نادیده‌گرفتن مشکل متهم کنند.
توضیح در رابطه با of
حرف اضافه of به معنای "به" بعد از برخی افعال استفاده می‌شود، قبل از اینکه درباره مفعول جمله صحبت کنیم.

4 با (ویژگی به‌خصوص)

a man/woman/matter of
مردی/زنی/مسئله‌ای با
  • 1. He is a man of great honor.
    1. او مرد بسیار با شرفی است.
  • 2. It's a matter of overwhelming importance.
    2. این مسئله‌ای با اهمیت بسیار است.
  • 3. My ex-wife was a woman of Italian descent.
    3. همسر سابق من زنی با تبار ایتالیایی بود.
  • 4. She is a woman of enviable beauty.
    4. او زنی با زیبایی حسادت‌برانگیز است.
توضیح درباره حرف اضافه of
حرف اضافه of به معنای "با" هم به ویژگی یا کیفیت به‌خصوص یک چیز یا فرد اشاره دارد و هم به پیشینه خانوادگی و ریشه و تبار افراد یا محل زندگی افراد.

5 مانده به (ساعت)

  • 1. It's ten of five.
    1 . ساعت ده دقیقه مانده به پنج است.
توضیح درباره حرف اضافه of
یکی دیگر از کاربردهای حرف اضافه "of" برای بیان ساعت است (مانند مثال اول). البته این روش بیان ساعت نسبتا قدیمی و کم‌کاربرد است.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان