Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . جمع کردن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[فعل]
to pack away
/pæk əˈweɪ/
فعل گذرا
[گذشته: packed away]
[گذشته: packed away]
[گذشته کامل: packed away]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
جمع کردن
1.Come on, children, it's time to pack away your toys.
1. زود باشید، بچهها، وقتش است اسباببازیهایتان را جمع کنید.
2.We packed away the summer clothes.
2. ما لباسهای تابستانهمان را جمع کردیم.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
pack animal
pack
pacinian corpuscle
pacing
pacify
pack ice
pack in
pack of cards
pack of lies
pack off
کلمات نزدیک
order around
open onto
narrow down
mug up
muddle up
packed out
pair off
pass by
pass for
phase in
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان