[اسم]

particle

/ˈpɑrtəkəl/
قابل شمارش

1 ذره جزء

معادل ها در دیکشنری فارسی: جزو ذره
  • 1.Particles of dust can destroy electronic instruments.
    1. ذرات گرد و خاک می تواند وسایل الکترونیکی را خراب کند.
  • 2.Small particles of matter hold the keys to understanding the origin of life.
    2. ذرات ریز ماده کلید فهم منشا حیات را در دست دارند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان