[صفت]

perfect

/ˈpɜr.fɪkt/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more perfect] [حالت عالی: most perfect]

1 عالی بی‌نقص، تمام‌وکمال

مترادف و متضاد excellent flawless ideal superb faulty imperfect
  • 1. Her performance was perfect.
    1 . اجرای او عالی بود.
  • 2. You have a perfect English accent.
    2 . شما لهجه عالی انگلیسی دارید [لهجه انگلیسی شما عالی است].
in perfect condition
در شرایط عالی
  • The car is five years old but is in almost perfect condition.
    ماشین پنج ساله است، اما تقریباً در شرایطی عالی است.
a perfect day
یک روز عالی

2 کامل (دستور زبان)

the present/past/future perfect
حال/گذشته/آینده کامل
[فعل]

to perfect

/pərˈfekt/
فعل گذرا
[گذشته: perfected] [گذشته کامل: perfected]

3 عالی کردن به کمال رساندن

to perfect something
چیزی را به کمال رساندن [به حد مطلوب رساندن]
  • As a musician, she has spent years perfecting her technique.
    به‌عنوان موسیقیدان، او سال‌ها صرف به کمال رساندن تکنیکش کرد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان