Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . معترض
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
protester
/ˈproʊˌtɛstər/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
معترض
تظاهر کننده
مترادف و متضاد
demonstrator
objector
1.sixty protesters were arrested.
1. شصت معترض بازداشت شدند.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
protestation
protestantism
protestant episcopal church
protestant denomination
protestant church
proteus anguinus
prothalamion
prothalamium
prothesis
prothorax
کلمات نزدیک
protestation
protestantism
protestant
protest
protein
protestor
proto-indo-european
protocol
proton
prototype
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان