[اسم]

raconteur

/ˌrækɑːnˈtɜːr/
قابل شمارش

1 قصه گوی (قهار) داستان سرا (حاذق)

معادل ها در دیکشنری فارسی: داستان‌سرا
مترادف و متضاد storyteller
  • 1.She was a witty raconteur.
    1. او قصه گوی خوش ذوقی بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان