[اسم]

rationale

/ˌræʃəˈnæl/
قابل شمارش

1 استدلال منطق، پایه‌ی منطقی

مترادف و متضاد logic reasoning
  • 1.he explained the rationale behind the change.
    1. او استدلال پشت آن تغییر را توضیح داد.
  • 2.the government's rationale for introducing such radical legislation
    2. پایه ی منطقی [منطق] دولت برای معرفی چنین قانون (گزاری) افراطی
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان