Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . اصلاح
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
refinement
/rəˈfaɪnmənt/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
اصلاح
بهسازی
معادل ها در دیکشنری فارسی:
اصلاح
بهسازی
پالایش
مترادف و متضاد
enhancement
1.Clearly, the hypothesis does need some refinement.
1. واضح است که نظریه نیاز به چند اصطلاحات دارد.
2.These refinements have increased the machine's accuracy by 25 percent.
2. این اصلاحات دقت دستگاه را تا 25 درصد افزایش داده است.
تصاویر
کلمات نزدیک
refined
refine
refinance
refill
referral
refinery
refit
reflate
reflation
reflect
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان