[اسم]

seat

/siːt/
قابل شمارش

1 جای نشستن صندلی، جا

مترادف و متضاد chair place seating
  • 1. Chairs, stools, sofas and benches are all seats.
    1 . صندلی، چهارپایه، مبل و نیمکت همگی جای نشستن هستند.
  • 2. I got a seat on the flight to New York.
    2 . من در پرواز به مقصد نیویورک جا گرفتم.
  • 3. Just leave your jacket in your seat.
    3 . کت خود را سر جایتان [روی صندلی‌تان] بگذارید.

2 کرسی (مجلس و...) جایگاه

a seat on the city council
کرسی‌ای در شورای شهر

3 خشتک (شلوار)

4 باسن

[فعل]

to seat

/siːt/
فعل گذرا

5 نشاندن جای نشستن دادن

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان