[صفت]

secret

/ˈsikrət/
غیرقابل مقایسه

1 پنهانی مخفی، محرمانه

مترادف و متضاد classified confidential covert hidden known
secret information/meetings/talks ...
اطلاعات/ملاقات‌ها/صحبت‌ها و... محرمانه [مخفی]
  • 1. A secret marriage
    1. یک ازدواج پنهانی
  • 2. there is a secret drawer in the table.
    2. یک کشوی مخفی در [داخل] آن میز وجود دارد.
  • 3. they have a secret plan.
    3. آن‌ها یک نقشه محرمانه دارند.
to keep something secret from somebody
چیزی را از کسی مخفی نگه داشتن
  • He tried to keep it secret from his family.
    او سعی کرد آن را از خانواده‌اش مخفی نگه دارد.
[اسم]

secret

/ˈsikrət/
قابل شمارش

2 راز رمز

معادل ها در دیکشنری فارسی: راز رمز سر
مترادف و متضاد enigma mystery known fact
  • 1.That restaurant is one of the best-kept secrets in Denver.
    1. آن رستوران یکی از بهترین رازهای پنهان مانده "دنور" است.
to keep a secret
راز نگه داشتن
  • 1. Can you keep a secret?
    1. می‌توانی یک راز نگه داری؟
  • 2. We don't keep secrets from each other.
    2. ما [هیچ] رازی از یکدیگر نگه نمی‌داریم.
to let somebody in on a secret
رازی را به کسی گفتن [با کسی درمیان گذاشتن]
  • 1. Aren't you going to let me in on the secret?
    1. نمی‌خواهی مرا در جریان راز قرار دهی؟
  • 2. Shall we let him in on the secret?
    2. آیا راز را به او بگوییم؟
to make secret of something
چیزی را مخفی کردن
  • He made no secret of his ambition.
    او آرزویش را مخفی نکرد.
in secret
مخفیانه
  • 1. She admired him, in secret of course.
    1. او دوستش داشت، البته مخفیانه.
  • 2. The meeting was held in secret.
    2. جلسه مخفیانه برگزار شد.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان