[اسم]

seller

/ˈsel.ər/
قابل شمارش

1 فروشنده

معادل ها در دیکشنری فارسی: بایع فروشنده
مترادف و متضاد retailer salesperson vendor buyer
  • 1.Do you think the seller will accept $160,000 for the house?
    1. فکر می‌کنی فروشنده برای خانه 160،000 دلار قبول کند؟
  • 2.newspaper sellers
    2. فروشنده‌های روزنامه
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان