show


/ʃoʊ/
/ʃəʊ/

فعل
1
to show [فعل]
1
نشان دادن نمایش دادن

گذشته: showed   گذشته کامل: shown  
مترادف:   display exhibit present unveil
متضاد:   be invisible conceal
  • 1. می‌خواهم کتاب جدیدی را که خریده‌ام به تو نشان بدهم.
  • 2. او قصد دارد نقاشی‌هایش را اوایل سال بعد نمایش دهد [به نمایش بگذارد].
  • کتاب جدیدش نشان می‌دهد که او یک داستان سرای درجه یک است.
  • این نشان می‌دهد چگونه مردم تحت تاثیر تبلیغات تلویزیونی قرار می‌گیرند.
  • او تکنیک را به دانش‌آموزانش نشان داد.

فعل
2
to show [فعل گذرا]
2
نمایان بودن نشان داده شدن

گذشته: showed   گذشته کامل: shown  

فعل
3
to show [فعل ناگذر]
3
بروز دادن (احساسات) نمایان بودن

گذشته: showed   گذشته کامل: shown  

فعل
4
to show [فعل گذرا و ناگذر]
4
راهنمایی کردن

گذشته: showed   گذشته کامل: shown  
  • اجازه دهید شما را به اتاقتان راهنمایی کنم.

اسم
1
show [اسم]
1
برنامه نمایش

مترادف:   play program public performance theatrical performance

اسم
2
show [قابل شمارش] [اسم]
2
نمایشگاه

مترادف:   exhibition fair