[فعل]

to signify

/ˈsɪgnəˌfaɪ/
فعل گذرا و ناگذر
[گذشته: signified] [گذشته: signified] [گذشته کامل: signified]

1 معنی دادن دلالت داشتن

معادل ها در دیکشنری فارسی: معنی دادن
formal
مترادف و متضاد announce betoken mark mean
  • 1."Oh!" signifies surprise.
    1. «اوه!» معنی تعجب کردن می‌دهد.
  • 2.A gift of such value signifies more than a casual relationship.
    2. هدیه‌ای به این باارزشی دلالت بر رابطه‌ای فراتر از معمول دارد.
  • 3.The word "fragile" stamped on a carton signifies that it must be handled with caution.
    3. واژه "شکستنی" که روی جعبه مهر شده این معنی را می‌دهد که باید با احتیاط حمل شود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان