[اسم]

space

/speɪs/
غیرقابل شمارش

1 فضا مکان، جا

مترادف و متضاد capacity expanse room
  • 1. Is there any space for my clothes in that closet?
    1 . درون کمد فضایی (خالی) برای لباس‌های من وجود دارد؟
floor/office/shelf... space
فضای کف/دفتر/قفسه و...
to take up space
فضا اشغال کردن
  • That desk takes up too much space.
    آن میز فضای بسیار زیادی اشغال می‌کند.
to make space
فضا ایجاد کردن
  • I've got to make (some) space for Mark's things.
    باید فضایی برای وسایل "مارک" ایجاد کنم [خالی کنم].
a large/small/narrow/wide/blank space
فضای بزرگ/کوچک/باریک/وسیع/خالی
  • The blank space at the end of the form is for your name.
    فضای خالی در انتهای فرم جای نوشتن اسمتان است.
parking space
جای پارک

2 فضا کیهان

مترادف و متضاد deep space outer space
  • 1. Who was the first human being in space?
    1 . اولین انسان در فضا که بود؟
  • 2. Who was the first to go into space?
    2 . اولین کسی که به فضا رفت که بود؟
space flight
پرواز فضایی
space travel
سفر فضایی
travel in outer space
سفر در فضای خارج (زمین)
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان