Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . چسبناک
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[صفت]
sticky
/ˈstɪk.i/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: stickier]
[حالت عالی: stickiest]
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
چسبناک
معادل ها در دیکشنری فارسی:
چسبناک
نوچ
مترادف و متضاد
adherent
adhesive
1.This tape is really sticky.
1. این نوار چسب واقعا چسبناک است.
2.You need to wash those sticky hands.
2. شما باید آن دست های چسبناک را بشویید.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
stickweed
stickup man
sticks and stones may break my bones
sticks and stone
stickpin
sticky aster
sticky bun
sticky end
sticky note
stictomys
کلمات نزدیک
sticks
stickler
stickleback
sticking point
sticking plaster
sticky fingers
sticky label
sticky tape
stiff
stiff drink
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان