Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . مرده بهدنیاآمده (نوزاد)
2 . عملینشده (ایده و...)
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[صفت]
stillborn
/ˈstɪlbɔːrn/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
مرده بهدنیاآمده (نوزاد)
1.It was a miracle that she survived the birth of her stillborn baby.
1. معجزه بود که بعد از به دنیا آوردن فرزند مرده بهدنیاآمدهاش زنده ماند.
2
عملینشده (ایده و...)
بهکارگرفتهنشده
1.The proposed tax was stillborn.
1. مالیات پیشنهادشده عملی نشد.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
stillbirth
still-hunt
still-fish
still's disease
still waters run deep
stillborn infant
stillness
stillroom
stillson wrench
stilly
کلمات نزدیک
stillbirth
still waters run deep.
still water
still life
still
stillness
stilt
stilted
stilton
stimulant
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان