[اسم]

story

/ˈstɔːr.i/
قابل شمارش

1 داستان

مترادف و متضاد anecdote narrative tale
  • 1. I don't know if it's true but it's a good story.
    1 . راست بودنش را نمی‌دانم اما داستان خوبی است.
a story about/of
داستانی درباره
  • a story about a princess
    داستانی درباره یک شاهزاده
adventure/detective/love... stories
داستان‌های ماجرایی/کارآگاهی/عاشقانه و...
  • He writes children's stories.
    او داستان کودک می‌نویسد.
to tell/read somebody a story
برای کسی داستان تعریف کردن/خواندن
  • Will you tell me a story, daddy?
    بابایی، برام یک داستان می‌خوانی؟

2 گزارش روایت

the main story in the papers
گزارش [روایت] اصلی روزنامه‌ها

3 طبقه

مترادف و متضاد storey
a three-story house
یک خانه سه‌طبقه
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان