[اسم]

technique

/tekˈniːk/
قابل شمارش

1 شیوه روش

معادل ها در دیکشنری فارسی: استیل تکنیک فن
مترادف و متضاد approach method procedure
  • 1.Describe your teaching technique.
    1. شیوه تدریست را شرح بده.
  • 2.the new techniques of dealing with depression
    2. روش‌های جدید مقابله با افسردگی
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان