[ضمیر]

that

/ðæt/

1 آن (ضمیر اشاره مفرد دور) او

  • 1. That's a nice dress.
    1 . آن پیراهن زیبایی است.
  • 2. That's Peter over there.
    2 . او پیتر است که آنجاست.
  • 3. Who's that?
    3 . او کیست؟
توضیح درباره کاربرد ضمیر that
ضمیر that یک ضمیر اشاره مفرد دور است و برای اشاره به فرد یا شیء که در فاصله دوری نسبت به گوینده قرار دارد، به‌کار می‌رود. حالت جمع این ضمیر those است که برای اشاره به افراد یا اشیایی در فاصله دور استفاده می‌شود.

2 آن

  • 1. Do you remember when we went to Norway? That was a good trip.
    1 . یادت است که به نروژ رفتیم؟ آن سفر خوبی بود.
  • 2. That's exactly what I think.
    2 . آن دقیقا چیزی است که من فکر می‌کنم.
  • 3. What can I do about that?
    3 . چه کاری در رابطه با آن می‌توانم بکنم؟
توضیح درباره کاربرد ضمیر that
ضمیر that در این مفهوم برای اشاره به چیزی است که قبلا به آن اشاره شده است و مخاطب از آن آگاه است.

3 که (ضمیر موصولی)

مترادف و متضاد which who
  • 1. A lion is an animal that lives in Africa.
    1 . شیر حیوانی است که در آفریقا زندگی می‌کند.
  • 2. I know the woman that owns the shop.
    2 . من آن زنی را که مالک مغازه است، می‌شناسم.
  • 3. I'm not the person that killed her.
    3 . من فردی نیستم که او را کشت.
توضیح درباره ضمیر موصولی that
ضمیر that اگر بعد از برخی اسم‌ها به‌کار رود، ضمیر موصولی است و اطلاعاتی بیشتر راجع به آن اسم می‌دهد.
[تخصیص گر]

that

/ðæt/

4 آن

مترادف و متضاد this
  • 1. Did you know that woman in the post office?
    1 . آیا تو آن خانم در اداره پست را می‌شناختی؟
  • 2. She lives in that house by the bus station.
    2 . او در آن خانه کنار ایستگاه اتوبوس زندگی می‌کند.
at that time
در آن زمان
  • I was living with my parents at that time.
    من در آن زمان با پدر و مادرم زندگی می‌کردم.
کاربرد تخصیص‌گر that به معنای آن
معادل تخصیص‌گر that در فارسی "آن" است. that برای اشاره به چیزی یا کسی که در نزدیکی نیست (ولی قابل مشاهده یا شنیدن است) استفاده می‌شود و قبل از یک اسم می‌آید. مثال:
"?Did you know that woman in the post office" (آیا تو آن خانم در اداره پست را می‌شناختی؟)
".She lives in that house by the bus station" (او در آن خانه کنار ایستگاه اتوبوس زندگی می‌کند.)
- گاهی این واژه بیانگر چیز یا فردی به‌خصوص است که قبلا به آن اشاره شده است و یا در رابطه با آن آگاهی قبلی وجود دارد. مثال:
".That dress of hers is too short" (آن لباس او بسیار کوتاه است.)
"That incident changed their lives" (آن حادثه زندگی‌شان را تغییر داد.)
[قید]

that

/ðæt/
غیرقابل مقایسه

5 آنقدر

  • 1. It isn't all that cold.
    1 . آنقدر هم سرد نیست.
  • 2. It wasn't that good.
    2 . آنقدر هم خوب نبود.
کاربرد قید that به معنای آنقدر
یکی از معانی قید that در فارسی "آنقدر" است. این قید اشاره به میزان و یا اندازه چیزی دارد و معمولا قبل از یک صفت به‌کار می‌رود. مثال:
".It wasn't that good" (آنقدر هم خوب نبود.)
"?Are you that jealous" (آنقدر حسود هستی؟)
[حرف ربط]

that

/ðæt/

6 که

  • 1. I'm reading the book that you gave me.
    1 . من دارم کتابی را که به من دادی می‌خوانم.
  • 2. It's the best novel (that) I've ever read.
    2 . آن بهترین رمانی است (که) تا به حال خوانده‌ام.
  • 3. She said (that) the story was true.
    3 . او گفت (که) آن داستان واقعی است.
  • 4. She was so tired (that) she couldn’t think straight.
    4 . او آنقدر خسته بود (که) نمی‌توانست درست فکر کند.
توضیح درباره حرف ربط that
حرف ربط that بعد از برخی افعال، صفات و اسم‌ها به‌کار می‌رود و جمله پیرو و پایه را به هم مرتبط می‌سازد. می‌توانیم حرف ربط that را در این کاربرد حذف کنیم.

7 ای کاش

formal
  • 1. Oh that I could see him again!
    1 . اوه ای کاش می‌شد دوباره او را می‌دیدم!
توضیح درباره حرف ربط that
حرف ربط that در این مفهوم واژه‌ای ادبی محسوب می‌شود و در ادبیات کاربرد دارد و برای بیان امید یا آرزو استفاده می‌شود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان