that


/ðæt/
/ðæt/

ضمیر
1
that [ضمیر]
1
[ضمیر اشاره مفرد] آن، او

  • 1. That's a nice dress .
    1. آن پیراهن زیبایی است.
  • 2. That's Peter over there .
    2. او پیتر است که آنجاست.
  • 3. Who's that ?
    3. او کیست؟

ضمیر
2
that [ضمیر]
2
که

تخصیص گر
1
that [تخصیص گر]
1
آن او، آن یکی

متضاد:   this
  • من در آن زمان با پدر و مادرم زندگی می‌کردم.

قید
1
that [قید]
1
آنقدر

  • 1. It isn't all that cold .
    1. آنقدرها هم سرد نیست.
  • 2. It wasn't that good .
    2. آنقدر هم خوب نبود.

حرف ربط
1
that [حرف ربط]
1
که

  • 1. She said (that) the story was true .
    1. او گفت که داستان حقیقی بود.
  • 2. She was so tired (that) she couldn’t think straight .
    2. او آنقدر خسته بود که نمی‌توانست درست فکر کند.

حرف ربط
2
that [حرف ربط]
2
ای کاش

Formal
  • 1. اوه ای کاش می‌شد دوباره او را می‌دیدم!