tire

tyre
/ˈtaɪər/
/ˈtaɪə/

فعل
1
to tire [فعل]
1
خسته شدن

گذشته: tired   گذشته کامل: tired  

فعل
2
to tire [فعل ناگذر]
2
خسته کردن

گذشته: tired   گذشته کامل: tired  
  • آن همه قدم زدن من را خسته کرد.

اسم
1
tire [اسم]
1
لاستیک (اتومبیل و ...)

  • فکر می‌کنم که لاستیک (لاستیک) ما پنچر شده است.
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان