top


/tɑːp/
/tɒp/

اسم
1
top [اسم]
1
بالا

جمع: tops  
مترادف:   high point summit upper part
متضاد:   base bottom
  • There were cherries on top of the cake.
    در بالای آن کیک، (چندتا) گیلاس قرار داشت.

اسم
2
top [قابل شمارش] [اسم]
2
بالاترین و بهترین جایگاه

مترادف:   highest level
  • در بالاترین و بهترین جایگاه شغلی خود بودن

اسم
3
top [غیرقابل شمارش] [اسم]
3
درب

مترادف:   cap lid
  • Where's the top of this jar?
    درب این شیشه کجاست؟

اسم
4
top [قابل شمارش] [اسم]
4
تاپ بلوز بالاتنه

جمع: tops  

اسم
5
top [قابل شمارش] [اسم]
5
فرفره

مترادف:   spinning top

صفت
1
top [صفت]
1
فوقانی بالاترین

مترادف:   highest uppermost
متضاد:   bottom lowest
  • دفاتر در طبقه فوقانی ساختمان قرار دارند.

صفت
2
top [صفت] [غیر قابل مقایسه]
2
بهترین عالی

مترادف:   foremost greatest
  • He's one of the country's top athletes .
    او یکی از بهترین ورزشکاران کشور است.

صفت
3
top [صفت] [غیر قابل مقایسه]
3
اصلی مهم‌ترین

مترادف:   chief main principal
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان