turn


/tɜrn/
/tɜːn/

فعل
1
to turn [فعل]
1
چرخیدن برگشتن

گذشته: turned   گذشته کامل: turned  
مترادف:   go round revolve rotate

فعل
2
to turn [فعل گذرا و ناگذر]
2
چرخاندن برگرداندن

گذشته: turned   گذشته کامل: turned  
مترادف:   rotate spin

فعل
3
to turn [فعل گذرا]
3
پیچیدن

گذشته: turned   گذشته کامل: turned  
مترادف:   change direction swing round turn round
  • 1. خیابان را رو به بالا برو و سر میدان به چپ بپیچ.
  • 2. او به خیابان باریکی پیچید.

فعل
4
to turn [فعل گذرا و ناگذر]
4
(تبدیل) کردن

گذشته: turned   گذشته کامل: turned  
مترادف:   convert crosswalk make
  • 1. گرما شیر را فاسد کرد.
  • 2. خورشید موهایش را طلایی کرد.

فعل
5
to turn [فعل گذرا]
5
شدن

گذشته: turned   گذشته کامل: turned  
مترادف:   become

فعل
6
to turn [فعل گذرا]
6
به صفحه خاصی از کتاب رفتن ورق زدن

گذشته: turned   گذشته کامل: turned  
  • He sat turning the pages idly.
    او نشست و از سر بیکاری صفحه‌ها را ورق زد.
  • لطفا به صفحه 57 بروید.

فعل
7
to turn [فعل گذرا]
7
هدف گرفتن نشانه گرفتن، به سمت چیزی/کسی گرفتن

گذشته: turned   گذشته کامل: turned  
  • 1. او اسلحه را به سمت خود هدف گرفت.
  • 2. Police turned water cannon on the rioters .
    2. پلیس ماشین آب‌پاش را به سمت شورشیان گرفت.

اسم
1
turn [اسم]
1
پیچ چرخش

مترادف:   change of direction rotation turning
  • a lane full of twists and turns
    جاده‌ای پر پیچ و خم

اسم
2
turn [قابل شمارش] [اسم]
2
نوبت

مترادف:   opportunity time try
  • وقتی من خوابیدم نوبت استیو بود که رانندگی کند.
  • نوبت تو است که ظرف‌ها را بشویی!
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان