[اسم]

uncle

/ˈʌŋ.kəl/
قابل شمارش

1 عمو/ دایی/ شوهرخاله/ شوهرعمه

معادل ها در دیکشنری فارسی: شوهرخاله دایی شوهرعمه عمو
  • 1.Did you bring me a present, Uncle Jack?
    1. عمو "جک" برایم کادو آوردی ؟
  • 2.I have an uncle who lives there.
    2. عمویم آنجا زندگی می کند.
  • 3.That's my uncle Max.
    3. او دایی "مکس" من است [او دایی من، "مکس" است].
توضیح درباره واژه uncle
در زبان انگلیسی برخلاف زبان فارسی برای هر خویشاوند یا آشنای مذکر از واژه uncle استفاده می کنند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان