Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . بی ثبات
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[صفت]
volatile
/ˈvɑlətəl/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more volatile]
[حالت عالی: most volatile]
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
بی ثبات
ناپایدار، متغیر
معادل ها در دیکشنری فارسی:
بیثبات
فرار
مترادف و متضاد
inconsistent
unstable
variable
stable
1.the political situation was becoming more volatile.
1. وضعیت سیاسی داشت بی ثباتتر میشد.
2.the volatile temperature of the west coast
2. دمای متغیر کرانه غربی
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
volary
volar
volapuk
volant
volans
volatile oil
volatile storage
volatility
volatilizable
volatilize
کلمات نزدیک
vol-au-vent
voile
void
voicemail
voiceless
volatility
volcanic
volcanic rock
volcano
vole
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان