[اسم]

volley

/ˈvɑli/
قابل شمارش

1 رگبار تیرباران

معادل ها در دیکشنری فارسی: رگبار
مترادف و متضاد barrage

2 ضربه به توپ در هوا (قبل از خوردن به زمین)

[فعل]

to volley

/ˈvɑli/
فعل گذرا و ناگذر
[گذشته: volleyed] [گذشته: volleyed] [گذشته کامل: volleyed]

3 توپ را در هوا زدن توپ را قبل از خوردن به زمین زدن

تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان