Toggle drawer
menu
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
عربی به فارسی
اسپانیایی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
1 . رگبار
2 . ضربه به توپ در هوا (قبل از خوردن به زمین)
3 . توپ را در هوا زدن
خانه
انتخاب دیکشنری
انگلیسی به فارسی
آلمانی به فارسی
فرانسه به فارسی
ترکی استانبولی به فارسی
صرف فعل
وبسایت آموزشی
درباره ما
تماس با ما
[اسم]
volley
/ˈvɑli/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
رگبار
تیرباران
معادل ها در دیکشنری فارسی:
رگبار
مترادف و متضاد
barrage
2
ضربه به توپ در هوا (قبل از خوردن به زمین)
[فعل]
to volley
/ˈvɑli/
فعل گذرا و ناگذر
[گذشته: volleyed]
[گذشته: volleyed]
[گذشته کامل: volleyed]
صرف فعل
3
توپ را در هوا زدن
توپ را قبل از خوردن به زمین زدن
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
volitionally
volitional
volition
volgaic
vole
volley kick
volleyball
volleyball court
volleyball game
volleyball net
کلمات نزدیک
volition
vole
volcano
volcanic rock
volcanic
volleyball
volt
voltage
voltage drop
voltmeter
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان