wash


/wɒʃ/
/wɒʃ/

فعل
1
to wash [فعل]
1
شستن تمیز کردن، پاک کردن

گذشته: washed   گذشته کامل: washed  
مترادف:   bathe clean oneself laundry
متضاد:   dirty soil
  • 1. من بطری را شسته و دوباره از آن استفاده می‌کنم.
  • 2. Wash your hands .
    2. دست‌هایت را بشور.
  • او خون را از صورتش شست.

فعل
2
to wash [فعل گذرا]
2
خیس کردن

گذشته: washed   گذشته کامل: washed  

اسم
1
wash [اسم]
1
شستشو

  • 1. موهایش نیاز به شستشو دارد [موهایش باید شسته شود].

اسم
2
wash [قابل شمارش] [اسم]
2
سبد رخت چرک سبد لباس چرک

  • 1. All my socks are in the wash!
    1. همه جوراب‌های من در سبد رخت چرک‌هاست!

اسم
3
wash [قابل شمارش] [اسم]
3
آب متلاطم (ناشی از حرکت کشتی)

دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان