[اسم]

wedding

/ˈwedɪŋ/
قابل شمارش

1 عروسی

معادل ها در دیکشنری فارسی: جشن ازدواج جشن عروسی نکاح عروسی
مترادف و متضاد marriage
a wedding cake/dress/ceremony
کیک/لباس عروسی
  • Our wedding ceremony was magnificent.
    مراسم عروسی ما باشکوه بود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان