1 . امکان
[اسم]

die Möglichkeit

/ˈmøːklɪçˌkaɪ̯t/
قابل شمارش مونث
[جمع: Möglichkeiten] [ملکی: Möglichkeit]

1 امکان احتمال

مترادف و متضاد Potenzialität Wahrscheinlichkeit
  • 1.Ich sehe keine Möglichkeit, ihm zu helfen.
    1. من هیچ امکانی برای کمک کردن به او نمی‌بینم.
  • 2.Nur noch der Präsident hat die Möglichkeit, das Urteil aufzuheben.
    2. فقط رئیس جمهور این امکان را دارد که حکم را لغو کند.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان