خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . ادعا کردن
[فعل]
to allege
/əˈlɛʤ/
فعل گذرا
[گذشته: alleged]
[گذشته: alleged]
[گذشته کامل: alleged]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
ادعا کردن
مدعی شدن، اظهار کردن (معمولا بدون مدرک)
مترادف و متضاد
assert
claim
declare
1.he alleged that he had been assaulted.
1. او ادعا کرد که به او حمله شده است.
2.she alleged that the boy had hit her.
2. او مدعی شد که آن پسر او را زده است.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
allegation
allayer
allay
allative case
allargando
alleged
allegedly
allegement
allegiance
allegiant
کلمات نزدیک
allegation
allay
allan
allah
all-weather
alleged
alleged assault
alleged harassment
alleged rape
allegedly
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان