خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . به عقب
[قید]
backwards
/ˈbækwərdz/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
به عقب
عقبی
معادل ها در دیکشنری فارسی:
پس و پیش
مترادف و متضاد
forward
1.Hannah took a step backward.
1. حنا یک قدم به عقب برداشت.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
backup system
backup man
backup file
backup dancer
backup camera
backward and forward
backward compatibility
backward design
backward inside death spiral
backward pawn
کلمات نزدیک
backwardness
backward and forward
backward
backup copy
backup
backwash
backwater
backwoods
backyard
bacon
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان