خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . نامزدی
[اسم]
betrothal
/bɪtɹˈoʊðəl/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
نامزدی
معادل ها در دیکشنری فارسی:
نامزدی
old use
مترادف و متضاد
engagement
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
betroth
betrayer
betrayal
betray
betoken
betrothed
betsy griscom ross
betsy ross
bette davis
better
کلمات نزدیک
betroth
betrayer
betrayal
betray
betony
betrothed
betsy
better
better late than never
better off
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان