خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . کافور
[اسم]
camphor
/kˈæmfɚ/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
کافور
معادل ها در دیکشنری فارسی:
کافور
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
campground
campfire girl
campfire
campestral
camper trailer
camphor ball
camphor daisy
camphor ice
camphor oil
camphor tree
کلمات نزدیک
campground
campfire
campestral
camper van
camper
camphoric
camping
campsite
campus
camshaft
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان