[اسم]

campus

/ˈkæmpəs/
قابل شمارش
[جمع: campuses]

1 پردیس (دانشگاه) دانشگاه

معادل ها در دیکشنری فارسی: محوطه دانشگاه
  • 1.I chose to go to Penn State because it has a beautiful campus.
    1. من تصمیم گرفتم به دانشگاه پنسیلوانیا بروم چون آن یک پردیس زیبا دارد.
  • 2.Jeff moved off campus when he decided it was cheaper to live at home.
    2. "جف" از پردیس دانشگاه نقل مکان کرد زمانی که فهمید زندگی در خانه ارزان تر خواهد بود.
  • 3.The campus was designed to utilize all of the college's buildings.
    3. پردیس دانشگاه به گونه‌ای طراحی شده بود که از تمام ساختمان‌های کالج استفاده شود.
تصاویر
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان