خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . کازینو
[اسم]
casino
/kəˈsinoʊ/
قابل شمارش
1
کازینو
قمارخانه
معادل ها در دیکشنری فارسی:
قمارخانه
کازینو
1.He owns the biggest casino in town.
1. او صاحب بزرگترین کازینوی شهر است.
تصاویر
کلمات نزدیک
casing
cashpoint
cashmere
cashier
cashew
cask
casket
caspian deer
caspian kutum
caspian sea
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان