خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . در نزدیکی
[قید]
close by
/kloʊs baɪ/
غیرقابل مقایسه
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
در نزدیکی
در این حوالی، نزدیک
مترادف و متضاد
near
far away
1.Her father lives close by.
1. پدرش در نزدیکی زندگی میکند.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
close but no cigar
close at hand
close as an oyster
close
clorox
close call
close corporation
close down
close friend
close in
کلمات نزدیک
close
cloning
clone
cloistered
cloister
close call
close down
close friends
close off
close out
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان