خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . فرمانده
[اسم]
commander
/kəˈmændər/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
فرمانده
رییس
معادل ها در دیکشنری فارسی:
آمر
سردار
سرکرده
فرمانده
کماندان
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
cazique
cayuse
cayman
cayenne pepper
caw
cbr
cc cream
ccc
ccrc
cd burner
کلمات نزدیک
commandeer
commandant
command post
command language
command
commander-in-chief
commanding
commanding officer
commandment
commando
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان