خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . متناسب
[صفت]
commensurate
/kəˈmɛnsərət/
قابل مقایسه
[حالت تفضیلی: more commensurate]
[حالت عالی: most commensurate]
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
متناسب
جور، هماهنگ
مترادف و متضاد
equivalent
proportional
1.a salary that is commensurate with skills and experiences.
1. حقوقی که با مهارت ها و تجارب متناسب است.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
commensurable
commensally
commensalism
commensal
commendation
commensurateness
comment
commentary
commentate
commentator
کلمات نزدیک
commendatory
commendation
commendably
commendable
commend
comment
commentary
commentate
commentator
commerce
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان