خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . تامل
2 . توجه
3 . عامل
[اسم]
consideration
/kənˌsɪd.əˈreɪ.ʃən/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
تامل
تفکر، تعمق، بررسی
معادل ها در دیکشنری فارسی:
مبالات
formal
مترادف و متضاد
reflection
thought
1.After careful consideration, we decided to offer her the job.
1. پس از تامل [تفکر] دقیق، تصمیم گرفتیم که آن کار را به او پیشنهاد دهیم.
2.The matter needs to be given serious consideration.
2. این مسئله باید بهطور جدی مورد بررسی قرار گیرد.
2
توجه
ملاحظه، اهمیت
معادل ها در دیکشنری فارسی:
اعتنا
رعایت
ملاحظه
مراعات
مترادف و متضاد
attentiveness
1.Companies should show more consideration for their employees
1. شرکتها باید توجه بیشتری به کارمندانشان نشان دهند [بکنند].
3
عامل
مسئله، نکته
مترادف و متضاد
factor
issue
point
1.Cost, of course, is another consideration.
1. هزینه، مسلما عامل [نکته] دیگری است.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
considerateness
considerately
considerate
considerably
considerable
considered
considered opinion
considering
consign
consignee
کلمات نزدیک
considerate
considerably
considerable
consider all the options
consider
considered
considered to be
considering
consign
consignment
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان