خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . خلاقیت
[اسم]
creativity
/ˌkriː.eɪˈtɪv.ə.t̬i/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
خلاقیت
معادل ها در دیکشنری فارسی:
آفرینندگی
خلاقیت
مترادف و متضاد
innovation
1.Creativity and originality are more important than technical skill.
1. خلاقیت و اصالت مهمتر از مهارت فنی هستند.
2.I admire her creativity.
2. من خلاقیت او را ستایش میکنم.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
creativeness
creatively
creative writing
creative thinking
creative thinker
creator
creature
creature comforts
creature of habit
creche
کلمات نزدیک
creativeness
creatively
creative writing
creative
creationist
creator
creature
credence
credentials
credibility
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان