خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . سعی
[اسم]
diligence
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
سعی
کوشش، پشتکار
معادل ها در دیکشنری فارسی:
پشتکار
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
dilettantish
dilettanteish
dilettante
dilemma
dildo
diligence is the mother of good luck
diligent
diligently
dill
dill pickle
کلمات نزدیک
dilettante
dilemma
dilatory
dilation
dilate
diligent
diligently
dill
dilly-dally
diluent
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان