خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . تغییر مکان
[اسم]
displacement
/dɪˈspleɪsmənt/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
تغییر مکان
آوارگی (از خانه)
معادل ها در دیکشنری فارسی:
جابهجایی
1.the displacement of civilians during the war
1. تغییر مکان [آوارگی] غیرنظامیان در جریان [حین] جنگ
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
displaced fracture
displace
dispiriting
dispiritedness
dispiritedly
displacement capture
displacement reaction
displacement unit
display
display ad
کلمات نزدیک
displaced person
displaced
displace
dispiteously
dispiteous
display
displayed
displease
displeased
displeasure
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان