خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . داروخانه
[اسم]
drugstore
/ˈdrʌgˌstɔr/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
داروخانه
معادل ها در دیکشنری فارسی:
داروخانه
مترادف و متضاد
pharmacy
1.Only that drugstore is open.
1. فقط آن داروخانه باز است.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
drugs bust
drugless
druggy
druggist
drugging
druid
druidism
drum
drum and bass
drum brake
کلمات نزدیک
drug trafficking
drug dealer
drug addict
drug
drudgery
druid
drum
drum and bass
drum machine
drum pad
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان