خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . رنگ روشن (مو و پوست)
2 . انصاف
[اسم]
fairness
/ˈfernəs/
غیرقابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
رنگ روشن (مو و پوست)
2
انصاف
عدالت، برابری
معادل ها در دیکشنری فارسی:
انصاف
قسط
1.He believes in fairness and decency.
1. او معتقد به انصاف و نجابت است.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
fairly
fairlie locomotive
fairlead
fairish
fairing
fairness commission
fairway
fairway crested wheat grass
fairy
fairy armadillo
کلمات نزدیک
fairly
fairground
fair-trade
fair-minded
fair-haired
fairway
fairy
fairy godmother
fairy lights
fairy story
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان