خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
☰
1 . هنرهای زیبا
[اسم]
fine art
/faɪn ɑrt/
قابل شمارش
مشاهده در دیکشنری تصویری
1
هنرهای زیبا
معادل ها در دیکشنری فارسی:
هنرهای زیبا
1.We saw the sculpture of David at the Museum of Fine Arts.
1. ما مجسمه "داود" را در موزه هنرهای زیبا دیدیم.
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
fine
findings
finding of law
finding of fact
finding
fine arts
fine as a frog's hair
fine as wine
fine dining restaurant
fine feathers make fine birds
کلمات نزدیک
fine
findings
finder
find out
find
fine kettle of fish
fine line
fine print
fine, thanks.
fine-tune
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان