Close the sidebar
خانه
• انگلیسی به فارسی
• آلمانی به فارسی
• فرانسه به فارسی
• ترکی استانبولی به فارسی
★ دانلود اپلیکیشن
صرف فعل
درباره ما
تماس با ما
Close the sidebar
☰
1 . به توافق رسیدن
2 . بلند و بد ساز نواختن (مخصوصاً پیانو)
[فعل]
to hammer out
/ˈhæmɚr ˈaʊt/
فعل گذرا
[گذشته: hammered out]
[گذشته: hammered out]
[گذشته کامل: hammered out]
مشاهده در دیکشنری تصویری
صرف فعل
1
به توافق رسیدن
1.Producers tried to hammer out a deal.
1. تهیهکنندگان سعی کردند برای (انعقاد) قرارداد به توافق برسند.
2
بلند و بد ساز نواختن (مخصوصاً پیانو)
تصاویر
کلمات نزدیک در دیکشنری تصویری
hammer nose
hammer in
hammer drill
hammer away at
hammer and sickle
hammer throw
hammer-shaped
hammerbeam roof
hammered
hammerhead
کلمات نزدیک
hammer
hamlet
hamilton
hamid
hamburger
hammering
hammock
hamper
hamster
hamstring
دانلود اپلیکیشن آموزشی + دیکشنری رایگان